گزنفون ( مترجم : وحيد مازندرانى )

197

لشكر كشى كوروش يا بازگشت ده هزار نفر ( فارسى )

جيب خالى باز او را پاداشى عالى و اسبى و جامى نقره و جامه‌اى پارسى و بعلاوه ده دريك ( معادل ده ليره ؟ ) دادند ولى او انگشترى را خواست كه سربازان بر دست داشتند و چند انگشتر هم نصيب يافت . يونانىها عاشق دريا بشمار ميروند به همان قسمى كه سويسىها به آلپ خود عشق مىورزند . در كمتر ديارى علاقهء نسبت به دريا به اندازه‌اى است كه يونانيها دارند . نگاهى به نقشه نشان خواهد داد كه دريا چه تعداد زيادى خليج و ترعه و جزاير كوچك در سراسر مرز و بوم آنها پديد آورده است . هر فرد يونانى كم‌وبيش با نسيم دريا پرورش يافته و در جوار دريا به دنيا آمده است و از اوان كودكى با آن انس داشته و از راه دريا به اطراف سفر كرده است آنها نسبت به دريا همان علاقهء قلبى را داشته‌اند كه به نعمتى ديگر يعنى آزادى عشق مىورزيده‌اند . سرانجام دريا در جلوى چشم آنها قرار داشت و بعد از چند منزل ديگر سربازان فرسودهء يونانى به ديار يونانىنشين كه در سراسر سواحل پراكنده است رسيده و در آن شهرها بار ديگر زبان مادرى خود را مىشنيده‌اند و در صورت ضرورت از تأمين ما يحتاج خود اطمينان داشته‌اند . در پنج ماهى كه از نبرد كوناكسا گذشته بود آنها پيوسته با انواع گرفتارى طاقت‌فرسا مبارزه كرده و از هر طرف بوسيلهء بيگانگان احاطه شده بودند و اينك علامت پايان همهء رنج و محنت‌هاى خويش را به چشم مىديده‌اند .